
سحر محبت (مادرشوهرت را بکش) «دختری بعد از ازدواج نمی توانست با مادرشوهرش کنار بیاید. هر روز با او جر و بحث می کرد. عاقبت دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد سمّی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد! داروساز گفت: اگر سمّ خطرناکی به او بدهد و مادرشوهرش بمیرد، همه به او شک خواهند کرد، پس معجونی به دختر داد و گفت: هر روز مقداری از آن را در غذای مادرشوهر بریزد تا سمّ معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد. در این مدت با مادرشوهر مدارا کند تا کسی به تو شک نبرد. دختر معج...
ادامه مطلب
تـربیـت صحـیح... بـه پــسراتـون یــاد نــدیــد.. xa0 مَــرد کــه گــریـه نـمیـکـنه..!؟ ادامه مطلب...
ادامه مطلب
اینگونه در قفس به رهایی نمی رسیمبی ناخدا بدان به خدایی نمی رسیم یک عمر صرف مدرسه و درس شد ولیبی گریه بر حسین به جایی نمی رسیم ادامه مطلب...
ادامه مطلب